فساد تباهي است . سياهي است . آشفتگي و اختلال است . آلودگي و ناپاكي و پليدي و پلشتي است . فساد سم كشنده است . ويروسي نابودگر است . نوعي خوره و طاعون و سرطان مهلك است . فساد يكي دو تا نيست . در هر كار و فرد و جامعه و جريان خوبي فساد رخنه مي كند . فساد فكر با بي دانشي و بي منطقي و شتابزدگي و تفكر احساسي و بي مبنا . اشتغال به هذيانات ذهني و نشخوار تفكرات دست چندم ديگران. انديشيدن با مغزهاي ديگران و تفكرات تلقيني و عاريه اي و وارداتي . فساد جسم با بي ملاحظگي در بهداشت و درمان و تغذيه و استراحت و تفريح و ورزش . فساد روح با خودخواهي هاي حماقت بار و دغدغه هاي بي معنا و روحیه ها و نگرش ها و انگيزه هاي پست و تب و تاب بيهوده براي هيچ . فرستادن روح به مردابي متعفن براي گرفتن ماهيان مرده و گنديده . فساد اخلاق با ناشكيبايي و كم ظرفيتي و بدرفتاري و آزردن و خراشيدن روح ديگران و بي معنا دانستن حرمت انسان ها . فساد جنسي در بي مبالاتي ارتباط با جنس مخالف . آزادي اشباع هوسهاي لجام گسيخته به هر قيمتي و با هر كسي و در هر شرايطي و در هر مكاني . فساد اداري با بي ضابطگي در كارها و انتظارات و برنامه هاي اداري . با كاغذ بازي و رشوه و اختلاس و كم كاري و نبود نظارت قدرتمندانه و صادقانه . فساد مالي با كسب درآمدهاي نامشروع و آسان و هزينه تراشي هاي نامشروع و مصارف نامشروع . بي ملاحظگي در كسب و حفظ و خرج درآمدها . فساد اجتماعي همه اين فسادهاست كه شكل اجتماعي مي يابد و اپيدمي مي گردد . فساد در ارتباطات هم از انواع فساد اجتماعی است که خود شاخه ها و برگهای بسیاری دارد . فساد فردي كم كم به فساد اجتماعي و فساد خرد به فساد كلان و فساد اشتباهي و موردي به فساد سيستماتيك تبديل مي شود و به تدريج مانند اختاپوس و غدد سرطاني بدخیم در فكر و فرهنگ و مناسبات جامعه چنگ مي اندازد و نهادينه مي گردد . فساد سياسي كه مادر همه اين فسادها و زمينه ساز اين فسادها و يا ضامن و پشتوانه حفظ و تداوم و ريشه دار و نهادينه شدن آنهاست . فساد سياسي فساد در مديريت و سياستگذاري و سازماندهي و برنامه ريزي و نظارت و ارزشيابي است . فساد سياسي فساد سكانداران كشي طوفان زده جامعه است . فساد سياسي از فساد جنسي و از همه فسادهاي ديگر بسيار پليدتر و كثيف تر است . چون بازی با سرنوشت جامعه است . طراحی غلط مدل اجتماع و روند حرکت مردم است . مدیریت غلط بر همه اقشار و صنفهاست. البته فساد متخصصان و متفكران و روشنفكران و طراحان فكر و معماران فرهنگ هم شايد همين اندازه و بلكه بيشتر فاجعه بار باشد . چون همه فسادها با فساد فكر و انديشه آغاز مي شود و آغاز همه هوسبازي ها و ظلم ها تئوري ها و تفكراتي است كه از هوس و ستم حمايت مي كند و آن را تزيين و توجيه مي كند و معقول و برتر مي نماياند و تنها راه نجات نشان می دهد : آری " ماهی از سر گنده گردد نی ز دم ". البته بده بستان فسادها هم خود جنگلی از فساد می آفریند : بده بستان فساد مالی با فساد سیاسی و هر دو با فساد اجتماعی و فساد اخلاقی و جنسی و اداری و .... از این روست که در قرآن از شجره خبیثه فساد بحث شده که از قعر جهنم می روید و همه جهنم را پوشش می دهد . ( ... شَجَرَةُ الزَّقُّومِ *إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ *إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ .. صافات ۶۲-۶۴).


