داشتم کانال چهار تلویزیون را تماشا می کردم . چند مدرس مشهور فلسفه با هم بحث می کردند . یکی شان که مشهورتر هم بود بلافاصله بعد از کمی بحث فلسفی و عقلی خسته می شد و فورا چند حدیث نقل می کرد و سراغ تعبد و تسلیم می رفت . دیدم با این همه شهرت فلسفی مغز وی مغز حدیثی و نقلی است و نه عقلی و وی اهل روایت است و نه درایت . کم نیستند چنین کسانی که به تدریس فلسفه صدرایی و منطق ارسطویی یا ریاضی مشغولند ولی بافت فکری شان تفکر اشعری است و نقل بر عقلشان می چربد و اعتقادی به مبانی و اصول و پایه های عقلانی برای دفاع از دین ندارند . این افراد از توان فلسفی بالایی برخوردارند اما در مداری بسته و محدود که گویی همان ها را هم حفظ کرده اند سیر می کنند و خارج از دایره درس و بحث رسمی شان عقلشان کار نمی کند . جای استاد شهید مطهری رحمت الله علیه خالی که مبانی عقلی مستحکمی داشت و اعتقادی راسخ داشت که با مبانی عقلی و منطقی قوی می توان از دین و اخلاق و باورها دفاع کرد و مشکل عمومی تفکر دینی رایج امروز کمبود چنین دیدگاه هایی است . مخصوصا که به جای منطق و دلیل و استدلال و نقد و بحث با موعظه و نصیحت و تحکم و آمرانه حرف زدن همراه شود که مصیبتی بزرگ است و تفاوت چندانی با تفکر مداربسته اشعری و حنبلی در مسائل عقلی ندارد . یاد سخن استاد فقید محمد تقی جعفری افتادم که می فرمود بسیاری در غرب کارمند فلسفه اند ونه فیلسوف . یعنی شغلشان فلسفه و فکر است و اهل تاملات عمیق فکری و فلسفی نیستند . این همان آفتی بود که مورد نظرم بود و البته منحصر به غرب نیست و البته در مورد غرب هم کلیت ندارد . جالب این است که در میان اساتید ادب فارسی هم کم نیستند کسانی که فقط کمی تا قسمتی حافظ شعرند ولی از از ذوق شعری و لطافت خیال و زیبایی و قدرت و ظرافت بیان و تاثیر گذاری ادبی به کلی محرومند . فکر نمی کنم از آنچه گفتم کسی برداشت کند که حدیث و موعظه و امر و نهی کم ارزش یا بی ارزش است . بلکه مراد این بود که مقام عقل و استدلال و روش بحث عقلی دیگر است و نقل و روایت و وعظ و اندرز دیگر .... به قول امیرمومنان و مولای خردمندان "عقل درايتي" چيزي است و "عقل روايتي" چيزي ديگر .* و طرفه اين كه همين احاديث مولا را نيز محدثانه فهميده اند نه محققانه .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* "عَقَلُوا اَلدِّينَ عَقْلَ وِعَايَةٍ وَ رِعَايَةٍ لاَ عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ اَلْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ من الحكمة " نيز فرموده :"اِعْقِلُوا اَلْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لاَ عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ اَلْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ "(بهج الصباغه في شرح نهج البلاغه - ج۳ - ص ۶۵ )
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نکته اول : گزارشی از حیات و شهادت لوكا لاواتللی فرزند مسلمان مالك بزرگترین كارخانههای شراب ایتالیا
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نکته دوم : چرا اخراجي ها فيلم خوبي نيست ؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


روابط بازاری ها با هم دیگر نوعی معامله و بده و بستان است ولی امروزه بسیاری از روابط سیاسی و اجتماعی و اداری و خانوادگی و حتی دوستانه شکل تجاری معامله گونه به خود گرفته . یک پسر با خرید کادو دختری را به بردگی خود در می آورد . رفت و آمد فامیل ها که بر اساس همین بده بستانها شکل می گیرد . آنها برای خرید خانه ما پتو آورده اند ما هم برای عروسی دخترشان یک پتو می خریم . تملق بگو و تعریف و تمجید کن و چاکری نشان ده تا امتیاز کارمند نمونه را کسب کنی . در فضای اینترنت " لینک بده تا لینک بدهم" و "کامنت بگذار تا کامنت بگذارم " حاکم است . دانشجو که هنگام درس به استاد می گوید : استاد ما فلان جا و بهمان جا آشنا داریم و خودمان صاحب فلان مغازه یا شرکت هستیم اگر کاری داشتید حتما بفرمایید که دربست خدمتتان هستیم . زن و مرد که معامله شان با کارهای خانه و بچه داری و غذاپختن و صبح تا شب عرق ریختن و نان درآوردن و مسائل زناشویی است . اوضاع چنان شده که در روابط دیگران با ما شک می کنیم که چرا سلام داد و چرا کادو آورد و چرا زنگ زد و تشکر کرد و چرا این همه تعریف کرد و چرا زبانش نرم شده و چرا و چرا و چرا ؟ ..... حتما باز اینها هم مقدمه یک معامله دیگر است . در سطح وسیعتری می بینیم کم کم همه امور شکل بده بستان به خود گرفته و از دست دادن چیزی است برای به دست آوردن مطلوبی بزرگتر . البته خیلی از معامله ها اقتصادی نیست و خسارت و خسران عظیمی در بر دارد . اما بر نگرش ها نگاهی اقتصادی محاسبه جویانه و چرتکه ای حاکم گشته. و معمولا هر جا که صدای پای پول و معامله شنیده می شود همه فرمولها و معادلات عشق و محبت و انسانیت و هر اصول و ضوابط ديگري به هم می ریزد .

ازدواج كنيد تا پولدار شويد
در روایتی نقل است که ازدواج کنید تا پولدار شوید ؛ البته مقصود ازدواج زودرس کودکانه و ناشیانه و بی مهابا و بی ملاحظه نیست ، بلکه مقصود آن است که ازدواج ، کمابیش انگیزه کار اقتصادی و وجدان کاری و همت و تلاش بیشتر را در افراد تقویت می کند ولی بر خلاف مضمون این احادیث ، مدتهاست که رسم دیگری در جامعه ما رایج شده است و آن این که پدران بی عار و بیکار و دختران بی شخصیت ، دنبال پسر پولداری می گردند و با ظاهر سازی و جاذبه های جسمی و جنسی دختر و ادا و ژست های اروپایی گرفتن و عشوه گری های تخصصی و پز دادن و با قرض و قوله مهمانی های پر خرج دادن که ما فلان و بهمان هستیم و پرستیژ بالا ، مخ پسر را می زنند و مبلغ کلانی در حدود چند هزار سکه مهریه می کنند و بعد از یکی دو هفته با راه انداختن اختلاف عمدی و کشاندن کار به دادگاه مطالبه مهریه نموده و بعد از دعوا و مرافعه و زندان و مکافات و چانه زنی ها و التماس های رایج نهایتا راضی می شوند که به جای دو سه هزار سکه از صد میلیون تا دست کم چهل پنجاه ملیون ( متناسب وسع خانواده داماد برای تیغ زدن ) بگیرند و مصالحه بکنند و رضایت دهند .... بعد با پولی که به چنگ آورده اند تا مدتی پدر و مادر مفت خوار و دختر عزیزشان می خورند و می نوشند وخوش می گذرانند و یا خرج اعتیادشان را در می آورند و بعد که پولها دارد تمام می شود دنبال پسر دیگری برای تور زدن و تیغ زدن می روند . من خودم با نمونه های متعددی از این قبیل افراد برخود داشته ام . البته موارد فراوانی هم دیده ام که مردی با دوز و کلک با دختری ازدواج کرده و پس از رسیدن به اهداف خاصی ، زن را در فشار و گرفتاری و شکنجه روحی و جسمی قرار داده بعد با رضایت کامل (!) خانم ، بدون پرداخت مهریه و تحمل هیچ هزینه قابل توجهی به راحتی از او جدا شده و او را در برهوت زندگی یکه و تنها رها کرده است .
ضمیمه اول : ازدواج در ضرب المثل های جهان
ضمیمه دوم : خواندنی هایی در باب ازدواج
ضمیمه دوم : نتیجه ازدواج بدون اجازه بزرگان
ضمیمه چهارم : ازدواج ۴ معلم زن عربستانى با راننده سرویس مدرسه
چهار معلم زن در عربستان تصمیم گرفتند به طور همزمان با یک راننده ازدواج کنند. به گزارش سایت پلیس، تعداد ۴ تن از معلمان زن عربستان چندى پیش تصمیم گرفتند بطور همزمان با یک راننده ازدواج کنند. براساس این گزارش، مردى را که این چهار معلم براى زندگى خود در نظر گرفته اند راننده سرویس آنها است و هر روز این چهار معلم خانم با ماشین او به محل کارشان که از محل زندگیشان خیلى دور است مى روند. این گزارش حاکى است علت اصلى ازدواج همزمان این چهار معلم زن با راننده سرویس شان این است که آنها تحت تأثیر اخلاق حسنه و نجابت او قرار گرفتند و مى گویند که علاوه بر همکار بودن مى توانند به صورت یکجا با هم زندگى کنند.
ضمیمه پنجم : همین هفته گذشته یکی از رانندگان آژانس در نزدیکی خانه مان را اخراج کردند ، وقتی علت را پرسیدم ، گفتند : یارو صبح رفته بود دختر مردم را برساند ، همان جا عاشقش می شود و شب می رود خواستگاری دختر که خانواده دختر معرکه ای برپا می کنند که فلان فلان شده تو راننده ای یا خواستگار !
ضمیمه ششم : ازدواج !!!!!!
ضمیمه هفتم : دفتر مشق یک پیامبر جدید ناشی (مدرک سیکل !) به انشایش نمره بدهید !
ضمیمه هشتم : نامزدی دو بچه 6 و 4 ساله – عروس 6 ساله و داماد 12 ساله

